ناصر الدين شاه قاجار
59
شهريار جاده ها ( سفرنامه ناصر الدين شاه به عتبات ) ( فارسى )
دو سه قدم رفت ماند . ناهار بىاشتهاى [ اى ] خورديم . بعد دو نفر شاهسون بغدادى يك تگه بز زده بودند ، آوردند شاهسون همهجا متفرق شده است . از عماديه تا آنجائى كه ناهار خورديم ، جلگه بود بعد همهجا اطراف كوههاى سخت و درهتپه است . راه كالسكه قدرى سنگلاخ و بد بود در عرض راه الى كنشت يك گردنه كوچكى است كه كالسكه مىرود اما بايد سواره رفت . رانديم . اين دره راهى است ، كه ميرود به برناج . خلاصه رانديم . درخت و دهى در دامنه كوه سختى پيدا بود گفتند كنشت است . رانديم . ده پير خير اين طرف كنشت است . كنشت آنطرف باغات و درختها . در كنشت طايفه پايروند مىنشيند . كه هردو دهش كثيف است . از دامنه اين كوه سراب و چشمه است . همهجا كنار آبها و چشمه را درخت بيد و گردو ، كاشتهاند . بهار جاى خوبى بايد باشد . در بالاى درخت سكوى بزرگى علاء الدوله ساخته است . روى سكو حوض بزرگ مربع و طولانى لبه سنگ و با پاشوره حوض خوب صحيحى است . آبش بسيار صاف بود ، از صافى كبود شده بود . قدرى پرتقال خورده ، چاى خورديم ، نماز كرده ، عصرى مراجعت شد . چرتى ، ايلدرم را برده بود . يك كبك گرفته قوش را سير كرده بود . خلاصه غروبى وارد منزل شديم . شب خوابيديم انيس الدوله هنوز پيش ما نيامده قدرى تكسر داشت شب خوابيديم . روز چهارشنبه [ هشتم شهر شعبان ] در عماديه توقف شد وزرا و . . . آمدند . قرار اردو و رفتن بود ، و كم كردن اردو ، حتى المقدور . همه بودند مشير الدوله بود بعضى قرارها داده شد . زياد حرف زدم . بسيار خسته شدم . امرى رو نداد شب بعد از شام مردانه شد . على رضا خان ، محمد على خان ، عكاسباشى ، عرفانچى ، امين السلطان آمدند دختر عماد الدوله زن عرفانچى است امروز عرفانچى را برده بودند شهر اندرون عماد الدوله ، با عكاسباشى به حمام برده بودند . كه عرفانچى را خفيه ببيند ، بپسندد امروز اسباب و متاع « 1 » كرمانشاهان و چيزى كه از متاع خارج در اين شهر به هم مىرسد . [ 304 ] امين السلطان گفته بودم بياورد ، ببينيم . از همه اسباب همهچيز آورده بود . حتى خوردنى و كشمش و مويز و پارچه نمد ، جاجيم ، پارچهء فرنگى ، صد و چهل تومان اسباب خريديم .
--> ( 1 ) . صل : مطاع